تبليغاتX
"Dirty lanD"
just listen
ای شما

ای تمام عاشقان هرکجا

از شما سوال می کنم :

نام یک نفر غریبه را

در شمار نام هایتان اضافه می کنید ؟!...

 

(قیصر امین پور)

 

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم تیر 1387ساعت 9:10  توسط S.J  | 

 

خدا جون غلط کرم... همین یه بار رو ببخش... فقط همین یه بار...

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم خرداد 1387ساعت 16:22  توسط S.J  | 

 

اولین بار و شاید تنها بار بود که کم میاوردی... آن هم اینجا...جایی که فقط باید می ایستادی و یا بی خیال می شدی...مثل قبل... مثل همیشه...

اما وقتی رفت تازه فهمیدی که جا مانده ای...باید دنبال خودت بگردی... اما میدانی؟... تنها جایی که نگشتی میان دستان او بود... نمی توانستی... شاید هم می ترسیدی... درست است... ترس هم داشت... فکر این که آنجا جا مانده باشی تمام تنت را می لرزاند...نه ... اشتباه میکنی... همین اطراف گم شده ای... خوب نگاه کن...

ولی اگر آنجا باشد.....

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم فروردین 1387ساعت 19:27  توسط S.J  | 

 

دلم جیغ میخواد... با یه کم غذای خونگی...

همین...

 

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم فروردین 1387ساعت 18:42  توسط S.J  | 

 

...

سه نقطه

مثل همیشه

ولی

این بار یکی برای بودنت و دوتا برای نبودنت...

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام آبان 1386ساعت 18:7  توسط S.J  | 

 

تنهایی ام را با تو قسمت میکنم

سهم کمی نیست....

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام مهر 1386ساعت 13:20  توسط S.J  | 

 

راستی

جایی خبری هست هنوز.....؟!

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386ساعت 11:12  توسط S.J  | 

 

تو که نیستی نه هست هایمان چنان که بایدند نه بایدهایمان....

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم تیر 1386ساعت 13:4  توسط S.J  | 

 

چه ابرهای سیاهی در انتظار روز میهمانی خورشیدند .....

( فروغ فرخزاد )

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم خرداد 1386ساعت 10:35  توسط S.J  | 

 

خندید و خیل خوف

در خلوت شبانه ی من موج میگرفت

با هق هق گریستن من

دیدم طنین خنده ی او اوج میگرفت.....

( حمید مصدق )

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم خرداد 1386ساعت 18:15  توسط S.J  | 

له شده ام زیر بار این همه زور.. زیر بار این همه خفه شدن وقتی که حرفهایی که می زنی فقط حرف دلت باشد و به قبای کسی گیر هم نکند...

دختر مشرقی رو هم فیلتر کردن باید بازم برگردم به همین صفحه های سیاه و فونت های نارنجی...

شاید عادت کنم حرفهایم را سفید بنویسم نه نارنجی!

D.C

+ نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم اردیبهشت 1386ساعت 20:42  توسط S.J  |